| |
پل خاتون در جنوب شهر خوي بر روي يكي از
شعبات رودخانه قطور قرار دارد . قدمت پل به دوره صفوي مي رسد و در د.وران
قاجار الحاقات و مرمت هائي در ان صورت گرفته و بناي ان را منسوب به احمد
خان دنبلي مي دانند . اين پل داراي هفت دهانه با تاقهاي جناغي
مي باشد . طول پل 4 / 59 متر و عرض ان 70 / 8 متر و ارتفاع پل از پايه 48 /
6 متر است .
Back
 |
|
| |
بازار خوي در مركز شهر قرار دارد و طبق
كتيبه موجود كه امروزه در گنجينه خوي نگهداري مي شود ، در زمان شاه طهماسب
ساخته شده و در زمان عباس ميرزا نايب السلطنه دخل و تصرفاتي در ان صورت
گرفته است . بازار سرپوشيده خوي از چندين راسته ، سرار و كاروانسراهاي شهري
و چهارسوق هاي خوش تركيب و گذارهاي قديمي تشكيل شده است . دروازه سنگي
مشهور خوي نيز كه زماني يكي از ورودي هاي اصلي شهر بوده در امتداد بازار
قرار دارد .
Back
 |
|
| |
مسجد
مطلب خان
مسجد مطلب خان خوي در بافت تاريخي شهر و
در مجاورت بازار قديمي خوي قرار دارد . بناي اوليه مسجد منسوب به دوره
ايلخاني است . در اوايل دوره قاجاري بر روي يقاياي مسجد قبلي مسجذ فعلي
ساخته شده است . ساختمان اصلي مسجذ از يك شبستان روباز كه در اطراف آن
حجرات دو طبقه قرار دارند تشكيل شده است . محراب مسجد داراي تزئينات گچبري
به صورت مقرنس كاري است
.
Back
 |
|
| |
قدمت
كليساي قديس خوي به قرن هفتم يا دوره ايلخاني مربوط مي شود . ا كليساي قديس
در 35 كيلومتري جاده خوي ، چالديران ، فيرورق و دره جاورت ، روستائي به
همين نام واقع شده است . كليساي مذكور به شكل مستطيل و مصالح آن سنگ به شكل
حجاري و مالونيزه شده توسط ملات آهك با دانه بندي درشت شن مي باشد .
اين كليسا داراي پايه و ستون هاي سنگي بوده كه طاقهاي كليسا بر آن استوار و
محراب آن به شكل نيم بيضي و در شرق اين بنا قرار گرفته است . در
دوطرف محراب كليسا پله هائي ، وصول به قسمت بالا را امكان پذير مي سازد و
هفت نورگير در سقف آن نور را از بيرون به داخل محوطه هدايت مي كند . ورودي
كليسا به شكل لنتر و تهويه هواي داخلي آن به وسيله تن پوشه هاي سفالي واقع
در داخل ديوارها و تاق ها صورت مي گيرد .
ويژگي مهم اين بنا تلفيق سنگهاي مالونيزه و استفاده از ماسه آهك با
دانه هاي درشت شن
است.
معماري اين كليسا همانند كاروانسراي قورديك در 5 كيلومتري كليسا مي باشد .
Back
 |
|
| |
پل پنج
چشمه
پل
پنج چشمه در پنج كيلومتري جاده ماكو،
خوي قرار دارد و بر روي رودخانه زنگمار احداث شده و متعلق به دوره صفويه
است . مصالح آن سنگ هاي حجاري شده و آجر است و ملات به كار رفته نيز ماسه
آهك مي باشد . بر روي بدنه پل چندين كتيبه سنگي به خط ارمني موجود بوده كه
به مرور زمان صدمه ديده است .
Back
 |
|
|
منار
شمس تبريز
در 3 كيلومتري از مركز شهر، در مابين
خانه هاي كوچه شمس تبريزي در محله امامزاده، برخي از شاخهاي قوچ به بلندي
تقريبي 14 الي 15متر قرار گرفته و طي ساليان متمادي، ناظر بسياري از وقايع
و سوانح طبيعي و انساني در اين شهر بوده است.اسناد و مدارك مختلف اين بنا
را به اشخاص متعددي نسبت داده، ولي در روايات عامه و سفرنامه وينيزيان، آن
را به شاه اسماعيل اول صفوي نسبت ميدهند كه بعد از شكار يك روزهاش دستور
داد، كلمه قوچهاي وحشي را در آن بكار بردند و از همان كله و آجر مناري
ساختند.در اسناد و مدارك موجود، در گذشته سه منار بوده و تصوير سه منار در
كتاب بيان «منازل سفر
عراقين» كه توسط همراه سلطان سليمان امپراتور عثماني
كه خود در سفر خوي، به زيات آرامگاه شمس تبريزي رفته، كشيده شده كه مسير
لشكركشي وي را نشان ميدهد و با زيرنويس تاريخ 942ه. در آن كتاب آمده است.
ولي سالهاي بعد يكي از منارها خراب شده، اما سياحان دوره قاجار و
جهانگيرميرزا (متوفي 1287ه.ق) كه مطالبي در موردخوي دارد و در ترجمه كتاب
آثارالابلاد و اخبارالعباد قزويني توسط وي آمده، از دو منار صحبت ميكند،
بنا به نقل معتمدين و پيرمردان محل در حدود 120سال پيش، يكي ديگر از منارها
تخريب شده و هماكنون فقط يكي از آنها باقيمانده است و به سبب وجود آرامگاه
شمس تبريزي عارف جهانگرد مشهور و مراد و مرشد مولوي، صاحب مثنوي معنوي، در
ضلع شمالي منار به نام وي مشهور شده است. اولياء چلبي كه در دره سلطنت شاه
عباس دوم در سال 1057ه.ق به آذربايجان سفر كرده مينويسد: «شمس تبريزي در
خارج شهر (خوي) است، زيارت
كرديم،» اعتمادالسلطنه در سفر خوي مينويسد: «از
مشاهير، قبر شمس تبريزي در اين شهر زيارت
ميشود.» متأسفانه در طي قرون
متمادي بر اثر سوانح طبيعي (خوي در كمربند زلزله قرار دارد) و سيلهاي مهيبي
كه از دامنه كوههاي اورين به اين شهر سرازير ميشد، آرامگاه تخريب شده و
احتمال دارد به سبب گرفتاري و مشكلاتي كه مردم داشتند، نتوانستند به
بازسازيش بپردازند.شكل ديواره ضلع شمالي منار نشانگر اين است، كه به
مجموعهاي متصل بوده است و در جوار منار، سنگ قبري تيره رنگ وجود دارد كه در
روي آن اين مشخصات حجاري شده است (بريابنشاهسوار طارمي)، كه ماهيت اين شخص
بر نگارنده معلوم و مشخص نشد ولي با توجه به اسناد و منابع تاريخي، شمس
تبريزي مدتي را در طارم و زنجان و در حلقه درس ركن الدين سجاسي زنجاني بوده
است، به احتمال زياد بري ابن شاهسوار طارمي، از ارادتمندان شمس تبريزي بوده
و در حلقه درس استادش، دست ارادت به وي داده و همراه با او و يا بعدها به
خاطر شمس تبريزي به خوي آمده و بعد از فوت در جوار آرامگاه مرادش شمس
تبريزي به خاك سپرده شده است. منار شمس تبريزي از بناهاي منحصر بفرد منطقه
است و تا سالها پيش جهانگردان و گردشگران زيادي را به سوي خود جلب ميكرد.
مردم تعداد بيشماري از متصوفان را كه در آذرماه هر سال جهت انجام مراسم در
جوار منار جمع ميشدند، به ياد دارند. ولي هماكنون به سبب محصور بودن در بين
خانه هاي مردم بدون توجه مانده است. مصالح و ظاهر منار گواهي ميدهد كه بايد
از آثار قبل از حمله مغول باشد. سبك معماري منار خيلي نزديك به بناهاي دوره
سلجوقي است و در همين سبك مناري از اثار دوره سلجوقي در بردسير كرمان موجود
است كه به ميل قاوردي معروف ميباشد. اگر با اصول فني باستانشناختي شود،
قدمت آن به آساني و سهولت،از مطالعه و تحقيق روي شاخ و جمجمه مشخص ميگردد،
آن وقت ميشود در مورد زمان و علت احداث آن نظر داد.ساختمان منار بر برج
استوانهاي شكل مي باشد وه به سبب عدم شناسائي و مطالعات لازم تاكنون
هيچگونه نشان و اثري از وجود بقاياي ساختماني كه به احتمال قوي اين اثر در
ارتباط با آنها (مقبره شمس تبريز يا كاخ شاهاسماعيل اول)، ساخته شده به دست
نيامده، منار به صورت مجوف بوده و پلكان مارپيچي، از ورودي منار كه در قسمت
پايين آن قرار دارد، به انتهاي منار و به قسمت مؤذن آن كه روي به طرف قبله
دارد، منتهي ميشود. پي و حدود 50 سانتيمتر از بناي قسمت تحتاني با سنگ
ساخته شده، البته با در نظر گرفتن اينكه مقداري از پي آن توسط رسوبات سيل و
غيره، زير خاك مانده است، از اين قسمت به بعد تمام منار از آجر ميباشد، كه
در وسط آجرها كلههاي قوچ گذاشته شده و از نظر فرم به سه قسمت تقسيم شده،
قسمت تحتاني و انتهاي آن كه كوچكتر از بخش مياني ميباشد، خالي، ولي قسمت
مياني را با شاخ قوچ وحشي آرايش دادهاند، كه فلسفه وجود منار نيز، وجود اين
تزئينات ميباشد كه به عنوان يادبود ساخته شده است. به قولي هدف از آن به
احتمال زياد نمايش قدرت پادشاه بود كه در يك روز توانسته به قدري قوچ وحشي
شكار كند، كه از شاخ آنها تمامي سطح خارجي منار را تزئين نمايد.از خصوصيات
ويژه اين بناء نصب شاخهاي قوچ وحشي بر روي بدنه خارجي منار ميباشد كه همراه
با جمجمه حيوان به عنوان تزئين در منار نصب شده است و در آجركاري و فرم آن
هيچگونه تزئينات به كار نرفته است. در سال 1377 شمسي، در كنگره شمس تبريزي
تصميم گرفته شده است كه به همت والاي مقامهاي محترم وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي و مديريت كل محترم اداره مزبور و فرمانداري محترم شهرستان خوي و
نماينده مردم خوي در مجلس شوراي اسلامي مؤسسه فرهنگي عظيمي در اين منطقه به
نام عارف متصوف، شمس تبريزي احداث گردد.در مورد احداث منار در شهرهايي كه
از نظر سوقالجيشي اهميت داشتند، سعيد نفيسي چنين مينويسد: درآباديهاي
مهم كه كه بر سر راهها بود، شبها بر بلندي آتش ميافروختن و برجي را كه
براي اين كار ساخته بودند، (آتشگاه) ميناميدند و همين كلمه را به زبان عربي
ترجمه كرده و (منار) و (مناره) گفتهاند و سپس آن را در مساجد به كار
بردهاند. به وسيله آتش مه بر فراز اين برجها افروخته ميشد، از دور اخبار و
علائم و ارشاداتي ميدادند كه مردم دوردست را از خطر و حوادث آگاه ميكردند.
و احتمال هم دارد كه يكي از منارها ستون يابودي باشد. از جنگ آلب ارسلان
سلجوقي با رومانوس ديو جانوس امپراتور روم در ملازگرد و سلطهاش بر وي، كه
سرنوشت مسلمانان منطقه را، اين جنگ و پيروزي آلب ارسلان رقم زد و كشور روم
تدريجاً به كشوري مسلماننشين مبدل گرديد و منار مزبور حالت تقدسمانندي
مابين مردم اين مرز و بوم پيدا كرد و پس از اقامت
شمس تبريزي در خوي و فوت وي
جنازهاش در كنار آن دفن گرديد و نام منار شمس تبريزي پيدا نمود و شاهاسماعيل
صفوي چون خود عارف و متصوف بود، دستور داد كاخش را در كنار آرامگاه شمس
تبريز ساختند.منار شمس تبريزي به شماره 966 در ريدف آثار ملي و به قدمت سده
ششم هجري قمري به ثبت رسيده است.
Back
 |